این هفته من به همراه Sara و Kamran این مجله رو هوا کردیم تا شما بخونین تا شاید ما آدم بشیم. چه بی ربط گفتم، نه؟
شما مطالب خودتون از قبیل شعر، نقاشی، کاردستی، پادکستهای آموزشی، داستان، ترانه و چرندیاتتون رو واسه ما به آدرس: yeshambeh@gmail.com بفرستین و رسیدش رو تا چاپ پیش خودتون نگه دارین.
اول در مورد پراچم یه چیزی بگم:
تو این هفته سه تا لوگو داشتیم و ما موندیم که کدومو انتخاب کنیم. تصمیم گرفتیم که همه پراچم رو براتون اینجا بزاریم تا هم یه مسابقه ای برگزار کنیم و هم شماها کارای دوستاتون رو ببینین.

پرچم ارسالی توسط میثم

پرچم اهدایی توسط سمیر ذلیل مرده

پرچم پست شده توسط شیما
حالا اینم سه تا از پلاکهای سر در مجله هستش که توسط این سه نفر تهیه شده، ببینید:

میثم شیما سمير
حالا شما اگه جای من بودین چیکار می کردین؟ کدوم رو انتخاب می کردین؟

خسرو شکیبایی
(^_^)
جمعه من هم مثه خیلی از شماها متوجه خبری شدم که با شنیدنش شوک شدم . آره درس حدس زدی مرگ ناگهانی بازیگر سینمای ایران خسرو شکیبایی رو میگم . دارم یه بیوگرافی ازش تهیه میکنم که به محض تکمیل شدنش به همراه صدا براتون میزارم .

یه سری عکسایی که جمع کردم و چیدم کنار هم که شما هم ببینین
این قسمت بنا به در خواست و پی گیریهای فراوان رضا سیاوش به یاد مرحوم شکیبایی نوشته میشه. نمی دونم چرا نمی تونم بنویسم، واقعاً دوسش داشتم با فیلماش با صداش زندگی کردم. یه چیزی می نویسم اما الان نه .....
نخستین نمایشگاه و فروشگاه کتابهای عبری و فارسی در اسراييل
در میان همه جوامع ایرانی زادگان در سراسر جهان، بی تردید جامعه یهودیان ایرانی در (سرزمين مگو) وفادارترین بخش آنان نسبت به فرهنگ و تاریخ و گذشته پرافتخار آن سرزمین هستند.
نمایشگاه و فروشگاه کتاب نیز که شب گذشته (پنجشنبه 10 ژوئیه 2008) در "خانه کورش" در شهر خولون در مرکز (سرزمين مگو) برگزار گردید، می تواند نشان دیگری از همین وفاداری و وابستگی ایرانیان (سرزمين مگو) نسبت به سرزمینی باشد که خود در آنجا زاده شده اند، و یا فرزندان و نوادگان خود در (سرزمين مگو) را وفادار به آن فرهنگ دیرینه پرورش داده اند.
برای نخستین بار بود که در (سرزمين مگو) نمایشگاه و فروشگاه کتابهائی به زبان فارسی و یا به زبان عبری و در رابطه با ایران زمین و فرهنگ آن برگزار می شد.
27 نویسنده، مترجم و ناشر در این نمایشگاه شرکت کردند و بیش از 200 عنوان کتاب در آن جا به معرض نمایش و فروش گذاشته شد و حدود 300 نفر از آن دیدن کردند که شماری از آنان به خرید کتاب پرداختند.

کتابهای فارسی که در "خانه کورش" به نمایش گذاشته شد، در رشته ها و زمینه های مختلف بود: از خانم منیر میمند که داستانی افسانه ای از دوران ایران باستان نوشته و یک ماجرای زیبای خیالی را با نثری ویژه به صورت کتاب درآورده، تا خانم ویدا لوئیم نویسنده پرپشتکار که تا کنون دو کتاب آشپزی غذاهای ایرانی به زبانهای عبری – فارسی – انگلیسی انتشار داده و کتاب سوم خود را تدارک می بیند.
کتابهای تحقیقاتی و مستند نیز که درباره یهودیان ایران و یا پیرامون تاریخ و رویدادهای کشور (سرزمين مگو) نگاشته شده، در کنار کتابهای دینی و داستانهای مذهبی و نشریات اخلاقی و معنوی در این نمایشگاه دیده می شد. هاراو شیمعون شمش شخصیت مذهبی ایرانی در (سرزمين مگو) کتابهای دینی خود را عرضه می کرد و ناتانئلی کتابهای دیگری را که آنها هم در رابطه با موضوعهای دینی یهود به زبان فارسی نگاشته شده در اختیار علاقمندان گذاشته بود.
غرفه دیگری به کتابهای مهندس همایون ابراهیمی اختصاص داشت که در رابطه با زادگاه خود شهر کرمانشاه و همچنین عشق خویش به مولوی و اندیشه های والای او دو کتاب به دنیای ادب عرضه کرده است.
شاعران ایرانی نیز در (سرزمين مگو) سروده های خود را به نمایش گذاشته بودند. کتاب گیلاسهای باغ شمیران مجموعه سروده های سعید سعیدیان بود و رحمت الله متحده شاعر دیگر ایرانی که نی نواز استادی نیز هست مجموعه اشعار خویش را عرضه کرد.
کتاب داوید بن گوریون پایه گذار کشور (سرزمين مگو) درباره جنگ سینا (در سال 1956 میلادی) نیز با عنوان "تلاش در راه صلح" به زبان فارسی برگردانده شده و انتشار یافته است که در نمایشگاه عرضه شد. این کتاب در واقع فشرده ای از تاریخ دوهزار و چند صد ساله ملت یهود و رویدادهای برپائی دوباره (سرزمين مگو) را نیز در اختیار فارسی زبانان قرار می دهد.
برای نخستین بار غرفه ای نیز به کتابها و نشریات فارسی درباره مکتب "کبالا" (یک جنبش معنوی و عرفانی یهود) اختصاص یافته بود. کبالا در سالهای اخیر در جهان طرفداران بسیار یافته و حتی مادونا خواننده معروف را نیز به سوی خود جذب کرده است. انتشار نشریاتی به زبان فارسی، پاسخگوی این نیاز و کنجکاوی فارسی خوانان نیز خواهد بود.در کنار کتابهای فارسی، که تنها به شماری از آنها اشاره شد، آثار قابل تحسین چند نویسنده (سرزمين مگو) ی ایرانی زاده نیز دیده می شد.
مجموعه سروده های خانم استر شکالیم با نام "شرقیة" (اشاره به نوعی باد که از شرق به سوی (سرزمين مگو) می وزد) و نوشته های خانم اهرونی که خاطراتی از خانواده او در ایران است و کتاب خانم کهن قادوش که او نیز داستانی را در رابطه با یک مرد ایرانی در (سرزمين مگو) به رشته تحریر کشیده، از جمله کتابهای عرضه شده بود. کهن قادوش در کتاب خود داستان یک مرد یهودی ایرانی را بیان می کند که پس از مهاجرت به (سرزمين مگو) با خانمی که از بازماندگان هولوکاست است آشنا می شود و با او پیمان زناشوئی می بندد.
مسلما نمایشگاهی که شب گذشته برگزار شد، در بر گیرنده همه کتابهائی نبود که به زبان فارسی در (سرزمين مگو) منتشر شده و یا به زبان عبری حاوی مطالب و تحقیقاتی است که با ایران و ایرانیان مربوط می شود. ولی این نمایشگاه به عنوان نخستین آزمون شناساندن فرهنگ ایرانی به (سرزمين مگو) قابل تحسین است و در این راستا باید از کوششهای کمال پنحازی که پایه گذار این نمایشگاه و اداره کننده آن بوده سپاسگزاری کرد. پنحازی که دارای یک شرکت انتشاراتی ایرانی در تل آویو است، ماهنامه کوچکی نیز با نام "شهیاد" منتشر می کند.تالاری که برای این نمایشگاه انتخاب شده بود به حد کافی وسیع نبود و شوربختانه کولر آن نیز کار نمی کرد و گرمای ناخوشایندی احساس می شد که مسوولان "خانه کورش" در آینده باید در رفع آن بیشتر کوشا باشند.
همچنین باید امید داشته باشیم که "خانه کورش" در شهر خولون، در آینده مرکز پویاتری برای شناساندن فرهنگ ایران زمین به مردم (سرزمين مگو) و کانونی برای گردهم آئی ایرانی زادگان این کشور باشد.

حس موروثى
سمير
- 
اون اوايل كه آكواريوممون پره ماهي گوپي و مولي و دم شمشيري بود، تو يه آكواريوم بزرگ به 700 تا رسيده بودن (درياچه بوده ها)! شب بخاري زديم براشون كه يخ نكنن و صبح بلند شديم ديديم دل و رودشونه رو آبه ... يادمون رفته بود بخاري رو خاموش كنيم و همه پخته بودن (اون موقع بخاري اتوماتيك نداشتيم)... يه بار هم ريختمشون تو يه دبه، از كمبود اكسيژن خفه شدن...
من و مامانم وايساديم تو صف نون. بعد من روي ديوار نونوايي رو نگاه ميكنم دو تا مگسن... و دارن سكسكه ميكنن!!! زير چشمي بغلمو نيگاه ميكنم هيشكي حواسش نيس!! منم ميرم تو عمق ماجرا...
دلم مى خواد اين حس موروثي به بچه ام (خوب تو راهه!))) هم منتقل بشه... ولي تو چه حسي رو داري انتقال ميدي؟!رابطه تو چطوري؟

عكاسخونه وبلاگ
Sara
اين هفته سه تا عكس داريم از يه عكاس روسى به اسم Lev Daichik. اين عكسا رو بعد از ديدن يه 30، 40 تا عكس انتخاب كردم. اميدوارم خوشتون بياد!

تضاد رنگ، خطوط توو عكس، و نگاه اين دختر جالبه!

بعضى وقتا يه كم نور هم كافيه!

شايد بشه به چيزاى معمولى زندگى جوره ديگه هم نگاه كرد!

وقتي كف يك محسن بريده مي شود، نيز!
محسن
نميخوام نتيجه گيري كنم، فقط ميخوام بگم كه ادمايي مثل دوست من كه حتي تو همچين شرايطي بي خيال عقايدشون نميشن تو مملكت ما بازم فقط بخاطر اينكه مثل يه سري قانون گزار فكر نميكنن بازخواست ميشن همين دختر تا حالا 3 بار بخاطر لباسايي كه پوشيده بازداشت شده به نظر من ابتدايي ترين نياز هر ادمي؛ هر جاي دنيا؛ با هر نوع سليقه اي؛ اينه كه بتونه عقايد خودشو داشته باشه و اونجوري كه ميخاد فكر كنه؛ بدون اينكه تحقير بشه و در آخر اگه يكم زيادي قلمبه سلمبه شد شرمنده!

آهنگ هفته
امانوئل و Kamran و پايا
این هفته آهنگی داریم از عرفان که امانوئل برامون از طریق بهزاد فرستاده.
KAMRAN و پايا: عرفان روز 3 آگست سال 1983 يعنی 13 مرداد 1362 تو شهر اصفهان به دنيا اومد. از 6 ماهگی با خانوادش از ايران خارج شد و بعد از زندگی تو جاهای مختلف بالاخره به آمريكا رفتن و اونجا موندگار شدن.
عرفان از همون بچگی به ادبيات فارسی علاقه خاصی داشت و در 14 سالگی اولين متن ادبيش رو نوشت و بعد از اون هم به دنيای شعر و موسيقی كشيده شد و بالاخره از 23 سالگی وارد موسيقی هيپ هاپ شد...
حدود سه سال پيش بود كه توي سايت پرشين هيپ هاپ (كه اون موقع اولين و تنها سايتي بود كه آهنگ هاي رپ فارسي ميزاشت) يه خبر جديد گزاشتن معرفي يه رپر به نام عرفان كه كارشو با گروه زد بازي مقايسه ميكرد. عكسي ازش گزاشته بود كه يه كلت دستش بود. اولين آهنگش به نام "بيا بيا" توي نت پخش شد. عرفان با شعر هاي قوي و صداي پرش و همچنين كليپ هاي زيادي كه داد خيلي زود و به حق اومد بالا. 2 تا نكته توي رپ كردنش خيلي براي خود من جالبه يكي اينكه با اينكه خارج از ايران ولي شعر هاشو با ادبيات خيلي قوي مينويسه. دوم موضوع هاي متنوعي كه ميخونه. چيزي كه خودش مدام توي مصاحبه هاش ميگه علاقش به شاعر هاي قديمي فارسي مثل رودكي ،حافظ، فردوسي و ....
تقريبا يك سالي ميشه كه عرفان كارشو با اكيپ جديدش يعني خشايار و افرا ادامه ميده و توي اين مدت به غير از خود عرفان خشايار هم آهنگ هاي قشنگي داده مثل آهنگ "اي واي" كه يه بمب بود.
يه چيزي كه عرفان شديدا روش تعصب داره ايران و ايراني بودنشه. يه نكته جالب هم بگم كه عرفان يكي از دوست هاي صميمي ياس هستش.
آهنگ هايي از عرفان كه خودمم خيلي بهشون علاقه دارم و بنظرم جزو بهترين كاراشه "جاده" (با دكلمه ي طوفاني اولش)، "شستشو", "خط من" و "صد قسم" هستش.

اما آهنگ ديوونه ; با وجود تبليغ هاي زيادي كه قبل از اومدن اين آهنگ روي اينترنت و سايت هاي موزيك انجام شد و با همه ي احترام و علاقه شديدم به عرفان به نظرم اين آهنگ خيلي از سطح عرفان پايين تر بود. اهنگ سازي كار خيلي خوب بود اما شعرش با توجه به موضوعش خيلي سنگين بود. به نظرم عرفان بيشتر به تكنيك شعر توجه كرده بود تا معني. با همه اينا اميدوارم از آهنگ خوشتون بياد و علاقتون نسبت به اين خواننده كم نشه.

یه شمبه شاد ( شب هفتم سابق )
(^_^)
مثه هفته قبل این هفته هم 11 دقیقه براتون یه برنامه شاد و انرژی دهنده در نظر گرفتیم که براتون می تپونیم اینجا تا شما فروش کنین تو کامپیوترتون و اونم بچپونه تو گوشتون و از اونجا مستقیم بره تو روحیتون و ......


زر مفت
تصویریش از تنور زر اومد